حقیقت ماجرا اینه که استارت کنکوری خوندن من همچین آسونم نبود و چون من قبلا تحمل این حجم از مطالعه رو نداشتم و به ندرت تجربش کردم اینجوری واسم اتفاق افتاد نمیدونم …

اولین روزی که رفتم پیش مشاورم حدود دو ساعت فقط از وضعیتم و شرایط درسم باهاش صحبت کردم، بعدشم بهم یه برنامه درسی مطالعه داد که مطابق با آزمونای قلم چی و تایم روزانم بود. از اون زمان به بعدم هر هفته میرم متناسب با مطالعه هفتگی و برنامه قبلی، برنامه جدید میگیرم تا زمانی که به یه برنامه ثابت برسم .

خب اول کار ۱۰ ساعت “مطالعه روزانه مفید” واسه من خیلی سخت بود چون قبلا به ندرت روزی ده ساعت درس خونده بودم. با مشاوره هایی که از مهندس گرفتم و راه های تکنیکی مدیریت زمانی که یاد گرفتم خداروشکر تونستم خیلی زود با برنامه مچ بشم 🙂 یه حس خیلی خوبی داره باید جای من باشی بفهمی چه طعمی داره !

کم کم ده ساعت رسید به ۱۲ ساعت، تایم مطالعه فعلی که دارم. بازم یخورده سخته ولی شدنیه 🙂 تازه مشاورم میگه از مهر باید به ۱۴ ساعت برسونیمش ! فکر کنم این مهندس با خونوادم نقشه چیدن که عوض اون دو سالی که یخورده کم کاری کردم امسال حسابی واسم جبران کنن ! :)))

واقعا همش یکسال دیگه مونده، زمان خیلی کمیه و زمانم خیلی زود میگذره ! نمیدونم چرا ولی آدم وقتی میاد به خودش که زمان خیلی کمی واسه جبران داره، اینجاست که اون روحیه و اراده قویه رو میطلبه ! :)))